صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 49

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

صدر الدّين با تنظير زمان به جسم تعليمي ، اين نكتهء اساسى را تعليم مىدهد كه زمان همانند جسم تعليمي ، واقعيّتى جداى از طبيعت أجسام ندارد ؛ بلكه در كنار ابعاد سه‌گانهء جسم ، بعد چهارم آن را تشكيل مىدهد : فللطّبيعة امتدادان : أحدهما تدريجيّ زمانيّ يقبل الانقسام الوهميّ إلى متقدّم ومتأخّر زمانيّين ، والآخر دفعيّ مكانيّ يقبل الانقسام إلى متقدّم ومتأخّر مكانيّين . وليس اتّصال الزّمان بغير اتّصال هذه الصّورة من جهة الانقضاء والتّجدّد ، كما ليس اتّصال المقدار التعليميّ بغير اتّصال هذه من جهة الامتداد المكانيّ . . . . « 1 » از اينجا نكتهء مهّم ديگرى را نيز مىتوان دريافت ، وآن اينكه زمان امرى نسبى است ؛ يعنى هر جسمي زمان جوهري مخصوص خود را دارد ، همانطور كه هر جسمي داراى ابعاد سه گانهء ويژهء خود است . بدينسان ، روشن است كه در فلسفهء صدرايى ، ديگر نمىتوان حركت دورى فلك را يكتا توليد كنندهء زمان دانست ، بلكه صرفا مىتوان از زمان فلكى بعنوان زمان معيار ياد كرد . ملّا صدرا بر أساس تحليل خاصّ خود از زمان ، به برخى از آراء گذشتگان دربارهء زمان اشاره وآنها را توجيه مىكند : آنانى كه زمان را جوهر دانستند ، شايد در اين عقيدة كه زمان ، وجودي جداى از جواهر طبيعي ندارد ، با ما هم آوا بودند . وآن كه زمان را جوهر مفارق انگاشته ، گويى مرادش همان حقيقت عقلي - از صورتهاى طبيعي - در علم خداوند بوده است . وامّا كساني كه زمان را واجب الوجود بالذّات خواندند « 2 » ، به

--> ( 1 ) همين رساله ، ص 129 . ( 2 ) در اين زمينه ، مطالعهء نظريّات آيين مزدايى زروانى دربارهء زمان ، خالى از لطف نيست . در اين آيين ، زمان ( زروان ) با حقيقت وجود يكى گرفته مىشود : زمان بيكرانه ، حقيقت وجود نامحدود ومبدأ كلّ هستى است ؛ وزمان كرانمند ، حقيقت موجودات محدود وتعيّن وتشخّص زمان بيكرانه . ( رك : مسعود جلالي مقدّم ، آئين زروانى ، مكتب فلسفي - عرفانى زرتشتى بر مبناى اصالت زمان ، ص 2 ، 143 - 145 ، 162 - 163 ، 170 - 172 و 186 - 189 . )